پخش زنده
عربي English
شنبه 23 بهمن ماه 1395 ساعت: 10:2392
-
الف
+

علی نصیریان :بازیگری شوریدگی است

از فیلم «گاو» تا «دیوانهای از قفس پرید»، از «هزاردستان» تا «میوه ممنوعه»، از پیش‌‎پرده خوانی و نوشتن نمایشنامه تا اجرای نمایش «هفتشب» با مهمانی ناخوانده در نیویورک در سال اصلی تئاتر شهر...

او استاد است، مردی که سینما، تئاتر و تلویزیون در برابر او و به پاس هنرش تعظیم میکند. بازیگری برای او حکم عاشقی را دارد؛ اهل حاشیه نیست، هیاهو به کارش نمیآید و در اخلاق و منش حرفهای الگویی کامل برای همه علاقهمندان به بازیگری است... اینها اوصاف کسی نیست غیر از استاد علی نصیریان، هنرمند دیرپا و گرانمایه سینمای ایران... یکی از معدود بازماندگان دوره طلایی تئاتر و نسل  پنج تن سینمای ایران که هنوز با قدرت به نقشها جان میبخشد و علاقهمندان را مفتون هنر نابش میسازد...

بازپخش سریال پُرمخاطب و تابوشکن «میوه ممنوعه» بهانهای شد برای دیدار با استاد و نشستن پای صحبتهای مردی که هنر ایران را برای همیشه وامدار خود ساخته است...

بعد از گذشت چند سال بازپخش سریال «میوه ممنوعه» از شبکه آیفیلم مجدداً تماشاگران زیادی را پای  تلویزیون کشاند و بازی تحسین برانگیز شما بار دیگر مورد توجه قرار گرفت، بارها از زبان حسن فتحی، کارگردان مجموعه میوه ممنوعه، شنیده شد که تنها انتخابش براي نقش «حاج يونس» شما بودید و خود شما هم از بازی در نقش حاج یونس فتوحی رضایت داشتید چهطور این نقش را پذیرفتید و چقدر از نقشتان شناخت داشتید؟

بله، خودم تمايل داشتم در اين نقش بازی كنم. اصولاً من منطق الطير و به‎خصوص حكايت شيخ صنعان را خيلي دوست داشتم. هر وقت اين قصه را میخواندم احساس میكردم حكايت جالبی است و نقش حاج یونس بسیار وامدار این شخصیت بود؛ البته قبل از درخواست حسن فتحی پيشنهاد ديگری نداشتم، اما بعد از دعوت به اين كار پيشنهادهايی دريافت كردم كه خُب... طبیعی بود که قبول نکنم. آشنایی من با حسن فتحی از سریال «ملاصدرا» شروع شد. همیشه دورا دور هوش او را تحسین میکردم و پيشنهادش را به همين دليل و با كمال ميل پذيرفتم. می‎دانستم او كارگردان بسيار خوبی است. به این نکته اشاره کنم زمانی که فتحی با من صحبت کرد متن فيلمنامه را در اختيار نداشتيم بلكه خلاصه داستان به‎دستم رسید و در ادامه  متن سريال به تدريج نوشته شد.

در همان خلاصه داستان که اشاره کردید قصه کامل شرح داده شده بود یا شما هم از سرنوشت حاج یونس بیاطلاع بودید؟

نه، اطلاعی نداشتم اما می‎دانستم فتحی وسواس و دقت كافی دارد. او اهل قلم است و من يقين داشتم كه فيلمنامه دقيق و كاملی در اختيار خواهد داشت. به هر حال با دقت نظر او، وسواسهايی كه خودم روی زبان و ساختار دارم و همچنين نويسندههای خوبی كه با سريال همکاری میکردند انتظار داشتم كار خوبی ساخته شود. ولی متأسفانه اين امكان كه يك متن شسته و رفته كه بتوانيم روي آن تمركز كنيم وجود نداشت.

نقش «حاج يونس فتوحی» چه چالش جدیدی برای علی نصیریان داشت که پذیرفت در مجموعه «میوه ممنوعه» بازی کند؟ گهگاه در خلال دیدن سریال احساس میشد نقشهای پیشین شما مانند «دیوانهای از قفس پرید» و «آقای هالو» هم به این پیکره جان دادهاند...   

اين نقش يك شخصيت دراماتيك بود. در حاج یونس كشمكشهای درونی، تحول و تغيير داريم، با جلو رفتن داستان پيچيدگی و كشمكش در درون او بر سر ایمان و اعتقاد به وجود می‎آيد وعشقی ویرانگر بر او غالب میشود. حالت تراژيك شخصيت مورد نظر، درگيری با خودش و تلاش و كنش او برايم خيلی جذاب بود. اما نکتهای که اشاره کردید كاملاً درست است؛ با این حال متفاوت از نقش حاج يونس هستند. اين فيلمها هر كدام شخصيتهای خاصی دارند كه با يكديگر فرق دارند، مثلاً در «ديوانهای از قفس پريد» درست است كه به يك زن جوان علاقهمند می‎شوم اما آن شخصيت ابعاد ديگري دارد. هركدام از اين نقشها همين وضعيت را دارند. در میان تمام این نقشها حاج يونس كاملترين شخصيت را دارد، در نتيجه من تمام سعیام را به خرج دادم تا اين كار را با دقت تا انتها انجام بدهم.

در روزهایی که سپری شد حرفهای فراوانی در مورد بازی شما در مجموعه «شهرزاد» شنیده شد، حرفهایی از جنس تحسین و احترام. به نظر میرسد با هر بار همکاری شما و حسن فتحی باید منتظر اتفاقات خوبی بود...

بله خودم هم به مجموعه «شهرزاد» تعلق خاطر داشتم و دارم و با شناختی که از حسن فتحی دارم مطمئن بودم این بار هم اتفاق خوبی رقم میخورد. آنچه همیشه برای من اهمیت داشته کار در سینما و تلویزیون و یا کوتاهی و بلندی نقش نبوده بلکه خود نقش است که برایم بسیار با اهمیت است. من اهل مرز کشی بین مِدیوم‌های مختلف نیستم و با این موضوع به شکل حساب‌گرانه و خط کشی شده برخورد نمی‌کنم، بنابراین برای پذیرفتن نقش، شرط سینمایی یا تلویزیونی بودن کار را پیش نمیکشم. همیشه برای من نقش خوب در اولویت قرار داشته، اینکه مدتیست در تلویزیون کمکار شدم، بخش زیادش به این خاطر بوده که پیشنهادهایی که به من شده چندان وسوسه برانگیز نبوده است. در همین مجموعه «میوه ممنوعه» که در مورد آن صحبت میکنیم خاطرم هست زمان ساخت و پخش بسیار اذیت شدیم. سکانسهای فراوانی حذف شد و بارها به صورت تکه پاره پخش شد.

موضوعی كه در اين داستان خيلی مهم بود رنگ گرفتن عشق حاج يونس و هستی است. به نظرم در دو سه مورد حذف و اصلاحات، اين رابطه را كمرنگ كرد و اين به قصه اصلی لطمه میزد، هنوز هم  برایم این موضوع سوال برانگیز است اما اگر قرارمان اين است كه چنين سريالی با اين داستان ساخته شود و شخصيتها و حوادث آن هم در طرح كلی مشخص است، چرا بايد حذف شود. به هر حال وقتی بخشی از رفتارها و لحظات داستان را كمرنگ می‎كنند، خُب اين موضوع به كنتراست كل اين شخصيت، ايمان، اعتقاد و درگيری درونی‎اش لطمه میزند و باورپذیری نقش برای تماشاگر سخت می‎شود. اين رابطه بايد دربيايد، مطرح شود و حس اين آدم بيشتر نمايش داده شود تا درگيری او با خودش و ايمانش منطقی جلوه کند.

شايد دليل جرح و تعديلها اين باشد كه برای نخستين بار با چنين قصه و چنين شخصيتی در آثار تلويزيونی مواجه شدیم  ...

من نمی‎خواهم ايراد بگيرم و انتقاد كنم، اما ما بايد واقعاً به عمق مطلب فكر كنيم و نگوييم داستان يك آقايی است كه می‎خواهد زن ديگری بگيرد! بلكه موضوع اين است كه پشت اين اتفاق حرف و مطلبی وجود دارد كه با ظاهر آن متفاوت است. بله من می‎دانم كه تلويزيون هم با مشكلاتی مواجه است و بخشی از مسائل به دليل آن است كه برای نخستين بار اتفاق می‎افتد و بايد طوری رفتار كرد كه افراد جامعه رنجيده خاطر نشوند و شائبهای پيش نيايد. اما بحث اين است كه پيكرهِ اثر، تا حد ممكن و در چارچوب‌های موجود بايد كامل باشد و با يك اثر هنری مثل ماجرای شير بی يال و دم و اشكم برخورد نكنيم. اميدواريم اين نوع مسائل كمتر شود و دست و بال سازندگان آثار خوب بازتر باشد. به اين هم معتقدم كه هر جامعه و نظامی شرايط و اقتضائاتی دارد كه بايد رعايت كرد؛ به نظرم برای ساخت سریال‌هایی نظیر «میوه ممنوعه» باید ظرفیت‌ها را بالا برد و اجازه نداد که نگاهی سطحی و سلیقه‌ای به این آثار شود؛ اتفاقی که این سالها متاسفانه بسیار میبینم. از طرف دیگر کمبود بودجه تاثیر منفی‌اش را روی  کیفیت آثار گذاشت. وقتی بودجه از کاری حذف می‌شود، تهیه کننده‌ها ترجیح می‌دهند برای ساخت کارهای‌شان به سراغ نیروی ارزان بروند و همین ارزانی باعث تولید کارهای ضعیف می‌شود چون در این شرایط معمولاً نویسنده، کارگردان، بازیگر و سایر عوامل حرفه‌ای در کار حضور پیدا نمی‌کنند.

با این اوصاف فکر می‌کنید که اگر مشکلات مربوط به  بودجه برطرف شود دوباره شاهد تولید کارهای خوب خواهیم بود؟

درست است که بودجه در کارهای از این دست نقش کلیدی را دارد اما همه‌ِ بارها روی دوش آن قرار نمی‌گیرد. قصه و کارگردانی در ساخت یک اثر پُرمخاطب تعیین کننده است. تجربه نشان داده که هر وقت تلویزیون در ساخت آثارش موفق عمل کرده، مخاطبان جذب آن می‌شوند و گول رنگ و لعاب‌های سریال‌های ماهواره‌ای را که با فرهنگ ما در تضاد هستند را نمی‌خورند.

بازی شما در این مجموعه به نظر بسیاری از منتقدان برای علاقه‎مندان به بازیگری همانند کلاس درس است، خلق این لحظات چه‎قدر تابع تجربه و آموختههای شما و چهقدر وامدار احساس و غریزه بازیگری است؟

درست است كه بازيگری يك سری قوانين و قواعدی دارد اما برای من بازیگری شوریدگی است. هر بازيگری روشها و تجارب خاص خود را برای بازی كردن دارد، اين مجموعه تجربه‌ها به طور ناخودآگاه آدم را به سمت و سوی تمركز روی آن اتفاق سوق می‎دهد. من همه تلاشم را كردم كه خودم را در مقابل اين ارتباط رها كنم. به قول "استانيسلاوسكي"، سيستم بازيگری را رها كنيد، آنچه مهم است اين طبيعت خلاقه است. خُب البته طبيعت خلاقه هم تربيت و تجربه نياز دارد. به قول شما سن و گذشتهِ آدم كمك كننده است ولی بايد به مرحلهای برسيم كه اجازه بدهيم اين تجربهها و حسها همانگونه كه در درون می‎جوشد، بيرون بريزد. من همه سعی خودم را می‎كردم كه به اين مرحله برسم، حتی ممكن است تمرين اول يا برداشت اول با برداشتهای بعدی فرق كند و در اثر تكرار تازگی‎اش را از دست بدهد. اين كه میگوييد "تجربه"، بله خيلی مهم است اما من خيلی راحت آن را پشت سر گذاشته بودم، يعنی تجربه خود به خود به كمكم می‎آمد نه آن كه خودم چنين بخواهم. البته رابطهام با نقش، يك رابطه دراماتيك و حساس بود، سن و سال هم كمك می‎كرد.

این روزها در فیلم سینمایی «دل دیوانه» در حال همکاری با بهمن فرمانآرا هستید و میدانم که در نقش کوتاهی هم حضور دارید. این بار نقش برایتان جذاب بود یا همکاری با بهمن فرمانآرا؟

(باخنده) در «دل دیوانه» تجربهای عالی، هرچند کوتاهمدت داشتم. من پیشتر ارادت ویژهای به آقای فرمانآرا داشتم و در همین چند روز کار ارادتم دوچندان شد. هنرمندی مثل فرمانآرا فرهنگساز است و من به خاطر فرهنگ و منش اوست که دعوتش را هرچه که باشد حتی کوتاه میپذیرم. من برای منزلت و جایگاه او چنان احترامی قائلم که دعوت او را با کمال میل میپذیرم حتی وقتی این دعوت برای یک سکانس کوتاه باشد وظیفه خودم میدانم که تمکین کنم.

بعد از این تجربه دوستداشتنی پیشنهاد حضور در کارهای دیگری را هم داشته‌اید؟

پیشنهاد بوده اما این روزها در حال مراقبت از همسرم هستم و کتاب میخوانم. در طول این سال‌ها کتاب برای من و همسرم بهترین همدم بوده است. هر دوی ما زمان زیادی را صرف مطالعه می‌کنیم؛ وقتی شما کتاب می‌خوانید دریچهِ جدیدی رو به شما باز می‌شود و عطش شما را برای بیشتر دانستن بیشتر می‌کند. یکی از بزرگترین ایرادات جوان‌ها این است که خودشان را از این لذت دور کردند و به شدت درگیر تکنولوژی شدهاند.

*مصاحبه‌کننده: غزل نهانی برای وبسایت آی‌فیلم (بهمن 1395)

نظر شما
ارسال نظر
+